هنوزم کمه

سلام .

قبلن میگفتن اگه تو یه کاری موفق شدی ، باید بیشتر تلاش کنی تا دفعه بعدی موفق تر بشی .

حکایت منم همینه . یعنی افزایش ساعت مطالعه و تراز و اینا !

+ فردا رقابت دارم با یک نفر . پس ان شاالله پس فردا میام پیشتون و کامنت میذارم

++ خدایا ، ممنون که هوامو داشتی بازم هوامو داشته باش ، خواهش میکنم🙏

امیر +
۷ نظر

دستمو بگیر

خدایا ، به امید خودت دیگه . چند بار هم اسمتو وسط امتحان آوردم .

تو دیدی تلاشمو . پس تلاشمو ضایع نکن . خواهش میکنم .

+ از اینکه به وب بعضی هاتون سر نمیزنم واقعا معذرت میخوام . درگیر امتحانا هستم . ان شاالله پنجشنبه به وبتون سر میزنم و نظر میذارم .

+ چی شده همه میخوان از دنیای وب نویسی برن؟؟

امیر +
۲ نظر

در این سه روز

بالاخره جمعه هم داره تموم میشه و رقابت پای به پای !!

مساوی هستیم فعلا ولی همین چند ساعت باقی موونده سرنوشت رو تعیین میکنه . با اینکه کلا از 72 ساعت 7 ساعت با بقیه ارتباط داشتم ولی خیلی لحظات خنده دار و زجر آوری به وجود اومد !!!

چهارشنبه شروع کردیم به خوندن و خیلی هم خوب تونستم بخونم تا اینکه مهمون اومد خونمون . بعد 10 سال اومد شهرمون و دقیقا همون روز اومدن خونه ما شانس که ندارم . حالا اینا هیچی اون دختر 5 ساله هم اومد کلا بغل من بدبخت !!!


روز بعدش گفتم امروز رو جبران میکنم . آقا رفتیم کتابخونه که از دست کار و هر چیز دیگه ای خلاص بشیم هم نشستیم یک چیزی آمد درون مجاری تنفسی ام . میگفتم :

- نه تو رو خدا ول کن . بیا بیرون .

چند تا نفس عمیق و عطسه ام نگرفت ولی یکدفعه :

ههه هههااااااااااااچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچم !!!

دیگه متاسفانه عطسه ام گرفت و آبریزش بعدش که البته نمیشه گفت آبریزش . آبشار بود ناکردار . به خاطر این آبریزش 27 دقیقه و 23 ثانیه از وقت با ارزشم تلف شد ( دقت کنین حساسیت مسابقه ما به ثانیه هم میرسید ) . و آبریزش تا امروز یعنی جمعه بعد از ظهر ادامه داشت . بعدشم یک نفر ما رو دعوت کرد رفتیم دیگه . مفت باشه هر چی میخواد باشه . دنیا دو روزه !!!!!!

طرف مقابل هم تقریبا همچین اتفاقاتی براشون رخ داده!!!!!


++ آقا وحید کجان ؟؟

امیر +
۲ نظر

تا جمعه!

سلام .


برای این سه روز تعطیل (پنجشنبه تعطیلم هورااااااا!!!!) با یک نفری کل کل کردیم سر درس خوندن و قطعا رکورد رو به ۱۲ یا ۱۳ ساعت میرسونم تا برنده بشم . برای همین ممکنه نیام . در هر صورت آخر هفته خوبی براتون آرزومندم و کم کم هم به استقبال ماه دی میریم.ماه امتحانات !!

سه شنبه هفته دیگه هم آزمون دارم و اون آزمون رو میخوام دیگه قششششششششششنگ بخونم. البته از اول این هفته شروع کردم ولی جدی جدی از همین امروز بود . دیگه خبر خاصی ندارم .

فعلا شب خوش😊

امیر +
۵ نظر

سرماخوردگی نبود !

سلام

 

آقا پنجشنبه هفته پیش که من مریض بودم ، سرماخوردگی معمولی نبود . یک مسمومیت غذایی بود که با سرماخوردگی شروع میشه !

کی قصد ترور منو داشته ؟؟؟ 

چمعه شب هم رفتم دکتر . خیلی ترسیده بودم . دکتر هم گواهی نوشت که دو روز نرم مدرسه ( در این حد بود )

روز  بعدشم که نرفتیم و نشستیم خونه درس خوندیم و امتحان ادبیات رو ( که خیلی سخته و بالاترین نمره 13 یا 14 هست ) پیچوندیم . هر جوری حساب کردم گفتم نرم خیلی بهتره

و شنبه هم به رکورد فوق العاده 9 ساعت مطالعه دست پیدا کردم

یکشنبه رفتیم مدرسه و این معاون هم اومد گفت که چی شد ؟ چرا نیومدی و اینا

ما هم در جواب سریع گواهی رو درآوردیم و به ایشون نشون دادیم . کلا ساکت شد . عبارت «2 روز استراحت » رو هم به معاون نشون دادم و گفتم :

- نگاه کنین آقا امروزم نمیخواستم بیام . اما به عشق شما اومدیم

یه نگاه به حاضرین انداختم و از تو نگاهشون این رو فهمیدم که میگفتن :

- آخه معاونم ، خودشیرینی میخواد ؟

خودمم از این حرفی که زدم خیلی بدم اومد . قصد خودشیرینی رو داشتم ولی  خودشیرینی هر کسی رو هم نباید کرد که . اونم معاون مدرسه که همه ازش متنفرن

 

* لازم به ذکره که من اصلن خودشیرین نیستم و از این کار خیلی هم بدم میاد .

 

یک جمله ای چند روز پیش خوندم .

یک شیر حتی اگه زخمی باشه ، هیچ وقت ذهنش رو درگیر عقاید گوسفندا نمیکنه .

 

امیر +
۵ نظر

وقتی از برنامه عقب میفتی

سلام .

خیلی بده که میخوای یک استارت خوب داشته باشی یکی پاشو بذاره جلوی پات و تلپی بیفتی!

دقیقا دیروز بود که میخواستم شروع کنم که یهو سرماخوردگی شدید بر من اثر کرد . دلیلش رو هم نمیدونم که چرا سرما خوردم.

سردرد شدیدی دیروز داشتم . به طوریکه نمیتونستم حتی بشینم . اما خب امروز حالم خیلی بهتره .

میخواستم پست طنز بذارم . اما نشد . دیگه ببخشید .

اگه تونستم بعد از ظهر میذارم .

امیر +
۲ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان