حرف آخر

سلام دوستان !

حالتون چطوره ؟؟ خوب هستین ؟؟

فکر کنم یک 10 روزی نبودم . خیلی خوب بود و خوش گذشت . البته 8 روزش نت نداشتیم !!

در هر صورت این پست میخواد آخرین پستم باشه . هر جوری با خودم حساب کردم ، واقعن نمیتونم بیام اینجا . یعنی وقت نمیکنم . نه اینکه بگم دارم درس میخونم نه ولی انرژی برای تایپ و کارهایی در این زمینه ندارم .

راستی ! فرا رسیدن بهار مدرسه ها رو هم به همه تبریک میگم ! دیروز و امروز که خیلی بهم خوش گذشت و از معلمها هم بگم که فعلن زیست و زبان و نگارش و زمین نیومدن که ببینیم چه جوری هستن . اما ریاضی عالی بودن . شیمی هم اگه من سال پیش با ایشون میداشتم ، باور کنین تابستون لازم نبود یک کلمه شیمی بخونم . دیروز زنگ آخر شیمی داشتیم . سر بنده هم درد میکرد . اما با شنیدن مطالب شیمی هم سر دردم خوب شد و هم اون مطلب رو به خوبی یاد گرفتم که اون مطلب مربوط به سال پیش بود که بنده خیلی روش وقت گذاشتم که یاد بگیرم آخر سر هم به معلممون گفتم که بیان و یک بار دیگه شیمی دهم رو درس بدن! گفتن در وسط یازدهم گریزی به دهم میزنیم . اما امتحانهای سختی میگیرن . ولی ارزش یاد گرفتنشو داره .

فیزیک هم یکجوری بود . کلاس خشک بود . یعنی شوخی نداریم سر کلاسش و متلک نمیشه انداخت ! فعلن جلسه اول کار خاصی نکردیم . راستی ما خازن نداریم تو فیزیکمون و کلن سه تا فصله !!

تاریخ معاصر هم که چی بگم . یک پیرمرد 80 ساله ای که آسم داره اومده کلاس ما از اول تا آخر کلاس یک ریز حرف میزد!!

ادبیات هم که اومدن انسانی شوخ ولی از اون شوخها که اگه عصبانی بشن .......... ولی ایشون هم سخت گیر هستن .

دینی هم که همون سال پیش هستن که خیلی خوبن . آزمایشگاه هم که فعلا چیزر خاصی نبود .

فعلن که معلما درس خاصی ندادن و امروز هم کسری کتابا رو به من میدن ://///

خب ، این از دو روزی که رفتیم مدرسه . اما تابستونی که گذشت . کلی اتفاق که هم شیرین بود و هم تلخ رو تجربه کردم . در هر صورت تابستون گذشت ( بی انصاف ) . همکلاسی هام هم همونا بودن و فقط سه نفر جدید اومدن .

البته تو تابستون هم کلی همراه داشتم ! و خیلی هم به من خوش گذشت . ممنونم از کمکهایی که به من کردین بلکه کمی پخته تر بار بیام . به هر حال سنم از همه ( اینجا ) کمتره و باید اطلاعات بیشتری کسب میکردم .

اون دختر 5 ساله هم که میره کودکستان . برای تولدشم با مامانم رفتیم لباس خریدیم!! پول نداشتم آخه!! الان اومده کنارم به من میگه بیا با من خاله بازی کن و بشو پسرم ://////

دیگه همینا . محرم هم که فرا رسید و به همگی فرا رسیدن این ماه رو تسلیت عرض میکنم .

و در آخر هم باز ممنونم که به من کمک کردین . با اینکه من خیلی به شما بدی کردم و به وبتون سر نمیزدم ولی باز هم خود شما میومدین !

البته میدونم که اگه من برم دیگه بیان لذتی نداره ولی خب باید بدون من کار رو پی ببرین!!! 

آینده همگی درخشان تر از همیشه .

و خداحافظ ....

+ راستی اسمم رو یادتون نره ها   امیر با یک دونه + آخه باز هر چند وقت یکبار اومدم به وبتون سر زدم بعد شما میگین « امیر + ؟؟؟ کی هست اصلن ...؟» و اینجور موارد . پس اسمم رو یادتون نره!

امیر +
۹ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان