و سرنوشت داستانم:((((

سلام.


الان متوجه شدم که داستانم پاک خواهد شد:(((((


آخه چرا باید لپ تاپ خراب میشد؟؟؟😢


هعییییی.نمیدونم از طریق پی دی اف اینجا میشه دانلودش کرد و به ورد تبدیلش کرد یا نه.


حالا موندم ادامش بدم یا نه:(((((


+شهادت امام جعفر صادق (ع) رو بهتون تسلیت عرض میکنم.

+آخر هفته خوبی داشته باشید.

امیر +
۳ نظر

امروز من!

سلام.


میخوام امروزمو بگم که یک شروع خیلی بد ذاشت.بنده گرما زده شده بودم و حال هیچکاری رو هم نداشتم!!!حتی حرف زدن.


تا ساعت های 16:00 دراز کشیده یا خوابیده بودم که حالم بهتر شد.

نشستم استراحت کردم و شیمی بخونم که یک ساعت بعدش،مهمونی داشتیم که یک دختر کوچوملو داشتن و 5 سالش بود.

بعد مامانم با مامان اون دختره رفتن بیرون و من با اون دختره تنها بودم.هعییییییی!بچه داری.


نمیشد که درس بخونم باید مراقبش میموندم.البته من خیلی بچه کوچولوها رو دوست دارم.

میگفتش که بیا با هم بازی کنیم منم حوصله بازی کردن رو اصلن ندارم!!بهش میگفتم نه.

بعد که حوصلم سر میرفت یکم گریشو در میاوردم.انقدر این کار لذت دارره.نمیزنمش ها!!با حرفام هی میام اذیتش میکنم مثلن بهش میگم کوچولو و اینا(هر چیم بهم گفتی خودتی!!)واقعا خیلی لذت داره اشک یک بچه رو دربیاری!!حالا میفهمم داداشم باهام چیکار میکرده:(((

البته من الان تلافی همه اون کارا رو سرش درمیارم!!!

بعد قراره این دختره شنبه ای که میاد بره مصاحبه تا مهد کودک ثبت نامش کنن.

از ساعتای 20:00 هست که دارم باهاش کار میکنم که بتونه سوره ناس رو درست بگه.

همش هم «الهه ناس» رو جا میندازه و آخرش هم میگه«من الجنۀ الوسواس الخناس»منم هی باهاش تکرار میکنم که درست بگه ولی همون اشتباها  رو تکرار میکنه.الانم که خسته شده!!وگرنه ادامه میدادم.

میگم اگه معلم میشدم چی میشد؟


-کسی در رابطه با رماتیسم مفصلی اطلاعاتی داره؟اگه میدونین بگین!

ممنون

امیر +
۴ نظر

برگشتی دوباره...

سلام!!!


اصلن دلم نمیومد دو پست قدیم رو پاک کنم.برای همین نگهشون میدارم با اینکه یه هفته هم نشد!!


فقط اون کسی که عربیشو 19/75 گرفت دوست دوستم بودشا!!(تو پست قبلی)


از آقا وحید خیلی ممنونم.


و یک چیز دیگه من الان به درس عربی ارادت ویژه ای دارم و کلا باهاش عشق میکنم.قبلا ازش متنفر بو.دم.و این علاقه فقط به خاطر معلممه.خیلی ایشون عالی هستن و خیلی هم بهشون التماس کردم که سال دیگه هم اینجا بمونن.


الان حس درس خوندن رو خیلی دارم!واقعا عالی عالی هستم.



با یک نفر هم کل کل درس خوندن راه انداختم و برای همین میخوام درس بخونم دیگه!!!


همچنان لپ تاپ خرابه و نمیتونم باهاش رمانمو ادامه بدم:((((((


دیروز با دوستان رفتیم پارک ملت خیلی کیف داد و خیلی هم با همدیگه خندیدیم.دوستای وفادار...تو این زمان واقعن کمه.من که وفادار نیستم:))

+راستی درگذشت خانوم مریم میرزا خانی رو هم تسلیت میگم:((((


++وقتی میبینی 19 نفر تو سایتن و فقط یه نظر گذاشته شدهو.واقعا آدم ذوق مرگ میشه!!!

امیر +
۵ نظر

یه پست و دیگه خداحافظ!!!!

سلام😊


این آخرین پستیه که احتمالا تا این هفته که میاد باشه!!


خب دیروز روز خیلی خوبی بود.رفتیم درس خوندیم.


امروز احتمالا دیگه فصل ۳ زیست رو تموم کنم.


و برم فصل ۵ بعد ۷ بعد ۶ بعد ۲ بعد هم ۴ که آخری میشه.


ممنون از همگیتونه!!بابت مامان بزرگم

خبردار نیستم که خوبن یا نه.


الان تو بدجور جو سمی گیر افتادم.درس بخون که اون یکی بیشتر از تو میخونه و اینا و اینا.

بازدهی و کیفیت مطالعه خیلی مهمه به نظرم.


من یادمه ترم اول دوست دوستم که برای عربی کلا ۲ ساعت وقت گذاشت و فقط رو کلماتش کار کرده بود.تازه حالشم به خاطر امتحان زیست خوب نبود.ولی۱۹/۷۵ شد.

تازه من از عربی متنفر بود.(خیلی آدم راستگوییه دوست دوستم.)


الان درگیر این جور جوها هستم که مامان و بابام هی بهم گوشزد میکنن این .


انیمیشن بچه رئیس رو هم نگاه کردم تقریبا انیمیشن قشنگی بود و توش میشد این نتیجه گیری رو کرد که بچه های اول مورد ظلم قرار میگیرن(آخخخخخی،حالا خوبیاشونو نگفتااااااا!!!)


آقا میشه یه چیزی بگین حس درس خوندنم بیاد؟؟


خداحافظ

امیر +
۷ نظر

دوباره یه هفته نیستم!

این دفعه هم تصمیم گرفتم یه هفته نباشم تا بتونم بیشتر فکر کنم و بیشتر درس بخونم.اگه بشه با یه نفر هم حالا از طریق تلفن صحبتهایی داشته باشم.

ولی حالم از دو هفته پیش خیلی بهتر شده.دیگه به گذشتم فکر نکردم!!!

یکی از مشکلاتی که من و یکی از اقواممون داریم در تست زنی میباشد و به نظر خودم با حل تست فراوان این مشکل برطرف میشه.اما بابام میگن که باید برم کلاس تست زنی.

+مامان بزرگم حال خوشی ندارن انگار☹

برای سلامتی ایشون و بقیه ی کسانی که حال خوشی ندارند دعا کنید...

تمرکزم یه مقداری به خاطر مامان بزرگم از بین رفته.

++ببخشید به وبتون نمیتونم سر بزنم.

+++اینجا هم کمال تشکر رو از پشه گرامی دارم که اومده دقیقا کنار چشمم نیشم زده.من همینطوریش چشمم میخواره تو اومدی اینجا نیش میزنی عزیز!!!

++++از خداوند تعالی خواستار موفقیت تک تک شما هستم.

یا علی...

امیر +
۳ نظر

زیست خوانی به روش من!!

سلام:))))


خب،گفتم که همه روشهای خوندن زیستشونو گفتن و خیلی هم لطف کردن.

حالا منم میخوام روشمو بیام توضیح بدم.

اول اینکه اون درسی که اون روز بهم درس دادنو همون روز میخونم.۱۵ دقیقه این کار بیشتر طول نمیکشه!

با خوندن اون متن ، یه بار دیگه این دفعه قشنگ میخونم متن رو و یک هیلایتر هم برمیدارم و با اون روی کلمات کلیدی نشانه گذاری میکنم.

در مرحله بعدی اون چکیده مطلب یا هایلایتها رو گوشه یا حاشیه کتاب مینویسم.

یه بار دیگه با متن ، خلاصه هامو تطابق میدم که چیزی از قلم نیفتاده باشه.

و بعد یک روز تستهای مربوط به اون قسمت رو میزنم که البته اول درسنامه اون رو هم میخونم روز قبل تست زنی.

و نکات تستها رو هم یادداشت میکنم.

همین!!!

+بهترین کتاب تست زیست برای پایه دهم همین خیلی سبزه.به خاطر اینکه تستهای نسبتا بهتری از بقبه ی کتابها داره و ناشراش هم دست به قلم عالی دارن و قشنگ مطلب رو به خواننده میرسونه.ولی بعضی جاهاش یکسری اشکالات داره که چون کتاب تازه چاپ میشه یعنی چاپ اوله،این مشکلات طبیعیه.خیلی سبز نردبام هم به نظر بد نمیومد.حالا میگفتن گروه آموزشی ماز همکاری داشته برای اون.ولی سوالای اونها هم آسون بود تقریبا و البته درسنامه هم نداشت.

اینکاری که من انجام میدم یه مقدار روندش کنده ولی باعث میشه چندین بار مطلب تو ذهن تکرار بشه.(خوندن اجمالی،هایلایت،نوشتن چکیده مطلب،مروری دوباره،درسنامه و نکات تستها)یعنی ۶ بار اون مطلب رو میخونی!!!

تازه بعدشم بازم میخونی اون مطلب رو.خلاصه اینکه روش ما همینه  و تازه به چنین روشی پی بردم!!

امیر +
۲ نظر

آماده برای عکس گرفتن

سلام دوباره.


بالاخره موهامو کوتاه کردم و احتمالا هفته دیگه میرم عکس بگیرم.(وای باز اون فلشها)


چون بابام میگن هنوز قیافت بچه گونست مجبورم یه مقداری ریش بذارم تا بزرگتر جلوه پیدا کنم.ریش پروفسوری خیلی بهم میاد(حالا اونقدرا هم ریش ندارما!!ولی پروفسوری میشه!!)

الان لپ تاپمون درست نیست تا بتونم داستان رو تایپ کنم.همچنین یه پست دیگه هم میخواستم بذارم مال نقد یه فیلم نسبتا قشنگ بود که دیگه هیچکدوم از این دو تا نمیشه.


پست خنده دارم نمیتونستم نذارم.ولی سعیمو میکنم زیاد نذارم!!

ببخشید🙏



امیر +
۸ نظر

ثبت نام

سلام😊


اول اینکه یک تشکر بکنم ازتون که تو پست پایین بهم کمک کردین!!ممنون🙏


دوم اینکه دیروز با بابام رفتیم برای ثبت نام.بابام رو هم با خودم اوردم تا اون آقاهه هی بهم گیر نده که چرا نمیری کلاس!!چون من اسممو نوشته بودم برای کلاسش ولی نمیرم😅


شناسنامم عکس دار نبود و همون شناسناممو بردم با خودم.

معاون مدرسمون یا پایه خودمون رو دیدم و بهش سلام کردم(من افرادی که نسبت بهشون نفرت خاصی داشته باشم جمع نمیبندم.البته اقواممون در این مورد استثنا هستند)عکسا رو بهش نشون دادم یه نگاه کرد و گفت:مطمئنی این عکسا رو میخوای برای عکس دار کردنش.

فهمیدم که میخواست بگه عکسات به درد عمت میخورن باید دوباره عکس بگیری.

گفتم برای چی؟

گفت:چون خیلی بچه گونست

من:😐

تو دلم:بچه خودتی!!!

به من گفت بچه!!از این کلمه که بهم نسبت داده بشه خیلی بیزارم.البته فکر کنم خیلی رشد کردم.چون تا همین چند روز پیش بهم میگفتن نی نی😒

بعد جالب تر این بود که بابام هم تصدیق میکردن حرفای معونمون.

میخواستم بهش بگم که تو که نمیدونی من سال پیش با چه بدبختی عکس گرفتم.

اومدم عکس بگیرم دیدم ده تا فلش جلوی چشمم که خیلی هم قوی بودن هی تو چشمم میومدن.چشمام هم که حساسه دیگه کلا دیگه خیلی داغون شد.بعد خانومه آخر گفتش که چون چشماتون اذیت میشه زیاد نمیگیرم

نه بابا بیا چند تا دیگه هم بگیر قشنگ چشممو کور کن.

چشمام رو هم تو اون عکس رنگ کرده بودن وگرنه تشت خون بودش!!

بعد دیگه الان به یک چالشیمن باهاش مواجه شدم،موهام الان بلنده و به درد عکاسی نمیخوره.از اون طرف موهام داره میریزه و باید از ته بزنم.بعد عکسم قراره بگیرم.با یه قیافه کچل که نمیشه عکس گرفت!!به نظرتون باید چیکار کنم؟؟


امیر +
۶ نظر

کمک!!!!

سلام.


ازتون یک خواهشی دارم!


هر کی که زبان انگلیسیش خوبه میتونه چند تا اصطلاح در رابطه با اعضای بدن بگه؟؟مثل این:

to give a hand

که یعنی کمک کردن.


یا



it cost me an arm and a leg

که یعنی خیلی گرونه.


یا

to shake thumbs

که یعنی احترام گزاردن.


اگه میشه بگین لطفا با معنی

ممنون🙏

راستی نمیتونم از تو اینترنت بگردم چون امکانش وجود نداره.



+دوست عزیزی که منو دنبال کردن،بعدا دنبالتون میکنم .ممنون🙏

امیر +
۶ نظر

همه چی آرومه!!!

سلام.


اینجا میخوام از خدا تشکر کنم به خاطر آرامشی که بهم داد و تونستم باهاش خیلی راحت کنار بیام:))))))))))))))))))))))


خیلی دوستت دارم خداجون.خیلی


راستی گفته بودین آرامش تو خونه میشه برقرار کرد.

من الان مثلن تو خونه دارم درس میخونم. بعد یه صدا از نزدیک میاد اینطوری:

-هومممممممممممممممممممممممممممممدرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر....

یه دقیقه همینطوری گوشم رو کر میکنه!!!!

البته اینطوریش خوبه یکی دیگش بد تره یعنی:

-هومممممممممممممممممممممممممممززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز....


صدای بنایی های نزدیک خونمونه://///


اما خونه ما تقریبا تو مسیر عبور هواپیماها هم قرار داره که دیگه بدتر!!!


و یه چیز دیگه من که خونه باشم و میخوام درس بخونم.کتاب رو باز میکنم و.....

-امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر؟پسر گلم.

وقتی مامان من به من میگن پسر گلم یعنی یه کاری باید انجام بدم(حمل یه وسیله سنگین یا خرید چیزی و یا چیزی که اصلا دوست ندارم که میتونه هر چی باشه)

منم اعصابم خورد میشه و میگم:

-بلهههههههههههههههههههههههه؟

-پاشو رو سبزی بخر.

-ای بابا حالا خواستم یه دقیقه درس بخونما!!!!

بعد اطلاعات سبزیم خیلی عالیه از بین اون همه علف(!) فقط ریحون و تره میدونم چیه و هیچوقت هم فرق بین گشنیز و جعفری و بادرنج ور نفهمیدم!!!

راستی بادرنج رو جدیدا کشف کردن؟؟تا حالا به گوشم نخورده بود!!

و البته یه گفتگوی دیگه بین من و مامانم:

مامان:پسرم صحونه تخم مرغ میخوای؟

تخم مرغ خیلی دوست دارم+املت.ولی چون گرمه و چشمام حساسه نمیتونم زیاد بخورم!منم هیجان زده:

من:بله میخوام!!

مامان:پاشو بیا برای خودت درست کن.

من:     :////////////////////////////


و چقدر اوضاع من با این آهنگ یکیه!

دریافت

امیر +
۷ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان