طاقت بیار ...

یکی دیگه مونده . آزمایشگاه ...

فردا آزمایشگاه داریم . دیروز یک 3 ساعتی صرفش کردم ولی هیچی متوجه نشدم !!

5 یا 6 تا آزمایش انجام دادیم ( از n تا آزمایشی که باید انجام میدادیم !!) گام به گام دانلود کردم دارم از رو اون میخونم . باشد که حداقل مطلبی یاد بگیرم . 

این امتحان تموم شه . رسما ترم اول تمومه .

امیر +
۹ نظر

شرح احوال من

سلام .

همینطوری داشتم راه میرفتم . بیرون از خونه . حداقل کسی عصبانیتم رو نمیدید . ( این چند روز خیلی عصبی شده بودم ) 

داشتم فکر میکردم به درسا که چیکار کنم . خیلی فکر کردم . 

- بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق 

- چه خبرته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک لحظه به خودم اومدم . وسط یک چهار راه هستم . تعجب کردم . چند لحظه گیج شدم که چه اتفاقی افتاده  . همین که فهمیدم ، سریع رفتم یک گوشه . چند تا نفس عمیق کشیدم . حتما همه داشتن بهم نگاه میکردن . 

اصلن نفهمیدم که چجوری رفتم وسط چهار راه . چجوری نمردم . خیلی درگیر هستم . تو خودم هستم . خیلی صحبت نمیکنم . اگرم صحبت کنم . انقدر آروم صحبت میکنم که هیچ کس متوجه نمیشه . یک گوشه میشینم و فقط به یکجا خیره میشم . مامان و بابام خیلی سرزنشم میکردن که چرا مدام اینطوری میشم . شاید افسرده شدم . شاید این فشار دروس روم تاثیر گذاشته . شاید ...... :(((( 


اما نه . باید قوی تر از این حرفا باشم. من همون کسی هستم که به خیلیا میخوام اثبات کنم که حتی در صورت عدم توجهات میتونم کارای خارق العاده ای انجام بدم . خدایا این روزها بیشتر بهت محتاجم . کمکم میکنی ؟ تنها همدمی که داشتم تو بودی . پس باز هم با من باش . امکانش هست ؟ 


ممنون از همگی بابت کامنتها و ابراز لطفتون . چجوری محبت ها رو جبران کنم ؟ اگه قول بدم که آزمون رو خیلی خوب بدم ، میپذیرین ؟ ( نظر مثبتتون چیه ؟ ) 

در واقع دو تا آزمون دارم . 


+ آخه آزمایشگاه هم شد امتحان :////////// ؟؟؟؟؟؟؟؟


امیر +
۹ نظر

مَن در سه کلمه://

توصیف من در سه کلمه


بی نظم


بی اراده


وقت تلف کن ://////


از دست خودمم کلافه شدم چه وضعیه آخه.


به وبها هم سر میزنم ( در آینده ای نزدیک )

امیر +
۱۲ نظر

حال دلمان بهتر شد

سلام دوباره !

ممنونم از کامنتاتون :)))))))

حالم الان خیلی بهتره . چیزی که تموم شده غصه اش رو چرا بخورم . الان امتحان های مهم تر دیگه ای رو دارم !

البته باید جواب معلمم رو چهارشنبه بدم . چون اونجا تو کلاس همدیگه رو میبینیم و نمره ها خونده میشه . بهش چی بگم رو دیگه نمیدونم . 

بیخیال ! 

تا جمعه :)

امیر +
۲ نظر

بدون عنوان :(

سلام .

چند بار برگه رو چک کردم و بعدش پاشدم که برگه رو بدم . امتحان فارسی بود و خیلی هم براش خونده بودم .

وقتی پاشدم و برگه رو بدم . معلم زیستمون نزدیکم شد . گفتم حتما میخواد بهم نمرمو بگه .

صدام زد و منم رفتم پیش معلمم .

من : سلام آقا .

ایشون : سلام آقای .....

بعد چند ثانیه ، 

ایشون : زیستت رو خیلی خراب کردی .

سرمو بردم پایین . چون دیگه نمیتونستم به قیافه معلممون نگاه کنم ( از خجالت و شرمندگی )

من : ( تو ذهنم ) میدونستم . بله خیلی خراب کردم .

ایشون : ازت انتظار بیشتری داشتم . 

من : خیلی خوندم . 

دستش رو گذاشت رو شونم . یه نگاهی بهش انداختم . فهمیدم که میخواد بگه :

-میدونم که تلاشتو کردی . 

بعدش سعی کردم با همه خوشحال باشم و بخندم و حتی شوخی هم بکنم . اما تو قلبم اصلن خوشحال نبودم . چند نفر دیگه هم خراب کرده بودن که رفتم پیششون و بهشون روحیه بدم . اما خودم .....

اصلن دلم نمیاد که از این معلم کم بگیرم . چون واقعن عالی درس میده و خوش اخلاقه و ... 

اما خودم تلاشمو دیدم . همه کار کردم جز خود امتحان . 

معدل مهم نیست اما اینکه جلوی یک معلم از شرم و خجالت آب بشی خیلی بده :((

اینکه نتونی انتظاراتش رو براورده کنی . نمرم رو دقیق نمیدونم ولی بازه اش خیلی بده . نگم بهتره .


+ از این به بعد جمعه ها میام نت و پست میذارم . چون درس الان خیلی مهم تره . ببخشید و همگی موفق باشین :)

امیر +
۶ نظر

حس خوب ، مثل تعطیل شدن !

سلام .

یکسری شایعه مبنی بر اینکه بنده فردا تعطیل هستم ( به خاطر آلودگی هوا ) به گوشها میرسه .


اخبار رو نگاه کردیم دیدیم درسته !!

هورااااااااااااااااا ، فردا کلیه مقاطع تحصیلی مشهد تعطیله

امتحاااااااااااااااان ، پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر 


بالاخره بعد از دو سال تعطیل شدیم . این همه ریه های من بدبخت خاک خورده که نگین . چند بارم مریض شدم به هیچ کسی نمیگفتم !! :))))

خداجون دوستت دارم !!!!!!!!!!!

امیر +
۹ نظر

یکی دیگه مونده

و این آخرین نفسهاست .

بریده . از همه چی

مخزن انرژی اش به کل تمام شده . البته ته مونده ای داره . ولی در کل تموم شده . ادبیات آخرین خوان از ۱۵ خوان اوست !!

در سکوت مرگبار کتاب ادبیات را باز میکند و درس ۸

- اووووووووه ۳۰ بیت:(

سرش را محکم به دیوار میکوبد و زیرلب زمزمه میکند :

- این نیز به قیمت جانم بگذرد !

---------------------

تو رو خدا یکم استراحت بدین خسته شدیم به خدا

دو تا شعر باید حفظ کنیم که یکیشو حفظ کردم و تا نصفش رفتم ولی خیلی خسته ام

امیر +
۸ نظر

امتحان امروز + مرور خاطرات

سلام !!


خوب بود فقط همین :))))


تو اوایل تابستون با چند تا از دوستامون رفتیم پارک ملت و خیلی هم خوش گذشت . اون موقع حالم اصلن خوب نبود . پول زیادی نداشتیم برای همین خیلی داخل پارک نموندیم . فقط یک فان فلای رفتیم . 

اولش که بنده نمیخواستم بیام . چون کلا تو ارتفاع قرار بگیرم کلا یکجوری میشم . ولی دوستام منو هل دادن و مجبورم کردن که سوار بشم و قول دادن که اون اتاقکی که داخلش میریم اذیت نکنن . ولی از همون ثانیه اول تکون خوردناشون شروع شد و هی اون اتاقک تکون میخورد . فقط هم به خاطر اینکه منو اذیت کنن . بهشون گفتم : جون هر کی دوست دارین تکون ندین 

باز بیشتر تکونش میدادن . 

از آخر گفتم : بالاخره که پایین به هم میرسیم . خوب هم به هم میرسیم !!

دیگه ترسیدن و کشیدن کنار . البته بنده قلدر نیستما . اینا فقط برای شوخی بهشون میگفتم .

عکسایی که گرفتیم نشون میداد که از شدت ترس رنگ صورتم پریده بود !!!

اینم چند تا عکس از اون لحظات ( از محیط بیرون )









خودمم تا اون موقع یک بار تو اون پارک رفته بودم و هیچ کدومشون رو نرفتم .( غیر از موتور بازی و ماشین بازی )

در هر صورت شاید این اولین و آخرین بار بود که سوار چنین چیزی میشدم .



+  اون روز نزدیک به 2 گیگ سلفی و عکس گرفتیم !!!

امیر +
۴ نظر

از امتحان شیمی چه خبر ؟

سلام .


میخواستم امروز در رابطه با امتحان شیمی بگم . 


شنبه این هفته امتحان شیمی داشتیم و بنده برنامه ریزی کردم که از سه شنبه بشینم شیمی بخونم .


خلاصه نشستیم خوندیم و خوب هم خوندیم و شب امتحان همینطوری گفتم که یک دو تا آزمون هم بزنیم حداقل یک مروری بشه به مطالب .


طراحش معلم ما بود . و معلم هم براش فرقی نمیکنه که امتحان ترم هست و بقیه کلاسا هم همین امتحانو میدن و خیلی سخت و مفهومی طرح میکنه . سال پیش امتحان پایان ترم بود که همین معلم سوالهای بسیار سخت طرح کرده بود و پدر ما رو دراورد .



اولین نمونه سوال از شب امتحان خیلی سبز بود . حلش کردیم . خیلی هم آسون بود . یک استراحتی کردیم . بعدش دوباره رفتیم نمونه سوال دوم رو کار کنیم . از پرسمان گاج بود . دو صفحه بود و من فقط رفتم اون مسئله ها و صفحه اولشو نشستم حل کردم . آخه من در سوالای حل کردنی یه مقداری مشکل دارم ( تو هر درسی )

بقیه سوالاشو نگاه نکردم و یک نگاه به پاسخنامه انداختم و چک کردم . یکیش فقط غلط بود . 


دوباره استراحت . چشمم به کتاب دینی افتاد . بازش کردم یک مقداری قرآن خوندم . چون با خوندن قرآن خیلی آروم میشم . 

بعد که تموم شد . یک صفحه ای به چشمم خورد که در مورد هدایت معنوی خدا و پیامبر (ص) صحبت میکرد و نوشته بود ، این نوع هدایت میتونه به فرد کمک کنه به عنوان مثال در یک امتحان ، سوالا رو از قبل دیده باشه و اینجور موارد .

خندیدم و گفتم : ما که از اینجور شانسا نداریم!

یه نگاه به همون سوالای پرسمان گاج که نصفه و نیمه حلش کرده بودم انداختم و گفتم : مثلا چی میشد همینا سوالای فردا باشه ؟

.............................................................................................

روز بعد یعنی شنبه ساعت 8 شد و همه نشستیم . امتحان یک برگه پشت و رو بود . برگه رو بهم دادن یه نگاه بهش انداختم . سوال اولشو دیدم گفتم چه قدر آشناست !

بعد فهمیدم که معلممون به علت خستگی زیاد رفته همون سوالای پرسمان گاج رو یجوری کپی کرده ( یعنی خودِ خودِ همون سوالا رو ) و داده به ما !!!

من رو نَگین انگار داشتم پرواز میکردم !!!!! 

فقط مسئله های همون امتحان عوض کرده بود وگرنه بقیه کپی خود سوالا بود !!!

خیلی خوشحال و بدون استرس خیلی خوش خط همه رو نوشتم . و در آخر چه قدر خودم رو سرزنش کردم که چرا صفحه دوم رو شب قبلش حل نکردم :( و بازم من از اینجور شانسا نداشتم!!


حالا اگه حل کردنیای خودشو درست نوشته باشم ، یک نمره خوب از شیمی دارم !!



نتیجه اخلاقی :

همیشه شب قبل امتحان چند تا نمونه سوال حل کنین . ممکنه اون نمونه سوالا دقیقا سوالای امتحان فرداتون باشه


و یک چیز دیگه پیوند بین من و خدا محکم تر شد و این از صد تا امتحان مهم تر و باارزش تره!


امیر +
۶ نظر

واقعن خسته شدم

سلام.


دیگه شور و شوق دو هفته پیش رو ندارم

زیست تموم انرژیمو گرفت . دیگه دارم از ته مونده انرژیم استفاده میکنم!


راستی امتحان شیمی هم یه اتفاق خیلی باحالی افتاد

فردا تعریف میکنم .

فعلا با اجازتون

امیر +
۴ نظر
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان