امتحان امروز + مرور خاطرات

سلام !!


خوب بود فقط همین :))))


تو اوایل تابستون با چند تا از دوستامون رفتیم پارک ملت و خیلی هم خوش گذشت . اون موقع حالم اصلن خوب نبود . پول زیادی نداشتیم برای همین خیلی داخل پارک نموندیم . فقط یک فان فلای رفتیم . 

اولش که بنده نمیخواستم بیام . چون کلا تو ارتفاع قرار بگیرم کلا یکجوری میشم . ولی دوستام منو هل دادن و مجبورم کردن که سوار بشم و قول دادن که اون اتاقکی که داخلش میریم اذیت نکنن . ولی از همون ثانیه اول تکون خوردناشون شروع شد و هی اون اتاقک تکون میخورد . فقط هم به خاطر اینکه منو اذیت کنن . بهشون گفتم : جون هر کی دوست دارین تکون ندین 

باز بیشتر تکونش میدادن . 

از آخر گفتم : بالاخره که پایین به هم میرسیم . خوب هم به هم میرسیم !!

دیگه ترسیدن و کشیدن کنار . البته بنده قلدر نیستما . اینا فقط برای شوخی بهشون میگفتم .

عکسایی که گرفتیم نشون میداد که از شدت ترس رنگ صورتم پریده بود !!!

اینم چند تا عکس از اون لحظات ( از محیط بیرون )









خودمم تا اون موقع یک بار تو اون پارک رفته بودم و هیچ کدومشون رو نرفتم .( غیر از موتور بازی و ماشین بازی )

در هر صورت شاید این اولین و آخرین بار بود که سوار چنین چیزی میشدم .



+  اون روز نزدیک به 2 گیگ سلفی و عکس گرفتیم !!!

امیر +
اسمان ***
۲۰ دی ۱۷:۵۳
نکته اموزنده ماجرا
نقطه ضعف دست رفقامون ندیدیم :))
پاسخ :
دقیقا!!!
آرام :)
۲۰ دی ۲۱:۴۳
دو گیگ خسته نباشین😀

چقدر از بالا همه چیز قشنگه:)
پاسخ :
خخخخ تازه این کم بود . یه روز رفتیم یک پارک دیگه اونجا 4 گیگ عکس گرفتیم خخ

بله . البته اون روز آلودگی هوا خیلی کم بود . ولی خیلی قشنگه
فیونا
۲۰ دی ۲۲:۰۹
تا الان فک میکردم سلفی گرفتن زیاد
یا کلا عکس گرفتن زیاد
فقط تو خونِ دختراس!!!! :)))
پاسخ :
نه اتفاقا برعکس فکر کردین!!
حوا ...
۲۱ دی ۰۸:۳۶
چه خوشگله عکسا ^_^
پاسخ :
ممنون !!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان