برگشتیم

سلام.


بعد از یه روز برگشتیم پیش خونه خودمون.


خیلی خوش گذشت.خیلی کارها انجام دادم تو یه نصفه روز.


برای تجدید روحیه خیلی خوب بود و حالا با یه روحیه خیلی بهتر میتونم ادامه بدم(البته روحیم خوب بود)


وقتی میخواستیم بریم ، گفتم اول از جلوی حرم رد شیم تا بتونم حداقل چند تا خواسته رو براورده کنم.ولی قبول نکردن:( خیلی ناراحت شدم.


دیگه تو راه ، بالای پل بودیم که تونستم گنبد زعفرونی رنگ رو تو دریایی از آلودگی هوا و بین اون همه ساختمون بلند پیدا کنم و دینمو ادا کنم.(نماز عید نشد حداقل اونطوری دعا میکردم)


اصلا هم نمیخواستیم بریم مسافرت ها.نمیدونم چیشد که دیروز بابام گفتن بریم.


گشتن تو اطراف شهر با موتور(البته تنها نبودم! و پلیس هم تو اون جاها نبود) ، پیدا کردن توپ فوتبال در شب تو زمین های کشاورزی همراه با صدای عو عوی شغال ها و سگ ها! ، خوشگذرونی و یه روز بدون هیچ دغدغه ای که من آزاد بودم!


در هر صورت خبر بهتر هم اینه که میتونم امروز برم کتابفروشی:)))))))))))))))))))))))))))))


آقا ما از فرصت استفاده کنیم بریم که الان ده بیست تا کار میریزه رو سرم!


با اجازه

امیر +
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان