دو تا سوال

سلام.

امروز امتحان جغرافی رو هم دادم و فقط یک امتحان مونده و بعد...

تابستون!!!

دو تا سوال داشتم خدمتتون یکیش درسیه.


1-تابستون درسامو چیکار کنم؟؟




2-شما چه رمانایی رو پیشنهاد میکنین که بخونم رمان چاپی و یا الکترونیکی فرقی نداره.رمانا قشنگ باشن و ترسناک هم نباشن لطفا!اگه چاپی هم بودن قیمتش خیلی زیاد نباشه.


خواهشا جواب بدین!

امیر +
aram
۲۱ خرداد ۲۳:۰۹
شما به خوندن جواب کامنتتون دعوت میکنم!!! :)))
یه چیزی رو اینجا هم مینویسم!
من سه بار فیلم آنابل رو نگاه کردم!
پیشنهاد میدم نگاه کنی!
درضمن رمانم انگار بیشترازاینکه بخواد ترسناک بشه داره غمگین میشه و فک میکنم باب میل شما باشه! :)))
پاسخ :
خخخخ

واقعا؟؟؟
دربارش فکر میکنم!!
طنز نمیشه؟؟
خیلی خوبه که.کِی میتونم بخونمش؟
aram
۲۱ خرداد ۲۳:۱۴
سلام...یادم نیست تو کامنت قبلی سلام کردم یا نه!!!
امتحان چطور بود!؟ :)
تابستون درساتو بوخون دیگه!میخوای چیکارکنی!!!!
مدرسه از تیر ماه واسمون کلاس گذاشته هفته ای سه جلسه مثله ساعات مدرسه! /:
تا 15 شهریور!!!!!!! و من انگارمجبورم درس بخونم!

رمان که چاپی زیاد یادم نیست چی خوندم...هرچی هم خوندم چرت بوده!
ولی چاپی خون بهای اسفندیار خیلی قشنگ بود خوندم یه بار....البته از کتابخونه گرفتم و قیمتشو نمیدونم...
رمانای ترسناک هم خوبه! مطمئن باش بعداز یه مدت به ترست میخندی! پیشنهاد میکنم به ترست غلبه کنی! :)
رمان گناهکار باورم کن و تقاص بهترین رماناییه که من تا حالا خوندم
با رمان تقاص حتی گریه هم کردم!
باورم کن هم از جنبه طنزش بیشتر خوشم اومد!
و گناهکارم همه چیزش عالی بود!
هرکدومشم دوبار خوندم!!!
:)
پاسخ :
من هم همینجا سلام میکنم.سلام!
کدوم درسا؟؟چطوری بخونم؟سوال زیاده!
مدرسه ما هم گذاشته ولی اجباری نکرده.خودم میخوام بخونم.
راستی امتحان هم خوب بود ولی به قول شما از سوالای صحیح غلط متنفرم!!

ممنون.
هر سه تا رو میخونم.
aram
۲۲ خرداد ۱۲:۳۸
گفتی غمگین دوس داری که!!!
خب بزار دربارش بگم...
شخصیت رمان من یه آدمیه که تا حدودی حالت شخصیت طنز داره و البته با غم هایی که تو دلشه!
ما تیکه های طنزم تو رمان میخونیم و همچنین تیکه های غمگین همراه با ترس!
یه رمان ترکیبیه!
آخر رمان هم نمیخوام مثله رمان قبلی خوش تموم شه
میخواستم پایان باز واسش بزارم
ولی امروز صبح یه فکر جذاب تری به ذهنم رسید
و یه مدل دیگه تموم میکنم!
هنوز 20 صفحشو نوشتم!!!
اگه مثله رمان قبلیم حوصلم بکشه و تو یه ماه تموم کنم
احتمالا تا اخر تابستون تا قسمتیشو میتونم تایپ کنم! :)
پاسخ :
مگه من چی گفتم؟؟دوست دارم خیلی!
خیلی خوبه که ترکیبی مینویسین!
به نظرم آخر رمانتون رو یه جوری بذارین که خواننده نتیجه گیری کنه و تا حدودی هم گنگ بشه.
چه زود مینویسین!منم از سه شنبه دوباره موتورمو روشن میکنم.اما نه برای چاپ
امیدوارم تموم بشه همین یه ماه.
خوبه:)
aram
۲۲ خرداد ۱۲:۳۹
به راحتی با یه برنامه ریزیه خوب!
خودم هنوز تصمیمی نگرفتم برای درس خوندن
ولی حتما تا تیر ماه به خودم استراحت میدم و بعد از اول تیر ماه شروع میکنم
اولش کمتر و بعدش بیشتر و بیشتر و بیشتر!
امیدوارم بتونم و بتونی و موفق باشیم! :)))
پاسخ :
اون که بله!!:)

منم میخوام از ماه رمضون به بعد شروع کنم.
اونم بله و درسته!آهسته و پیوسته
ممنون موفق باشین و موفق باشیم!
فردا میام تو وبتون امروز وقت تنگ است:)
aram
۲۳ خرداد ۰۹:۲۴
سلام
آخه اونجا گفتی طنز نمیشه گفتم شاید میخوای طنز باشه...
آره همین قصد رو دارم برای پایانش!
منم برای چاپ نمینویسم! :)
پاسخ :
سلام.

سوال پرسیدم که یعنی طنز نمیشه رمانتون؟که گفتین غمگینه.چون شما گفتین طنزه شخصیت اصلیش.
پس خیلی عالی میشه آخرش!
برای رمان الکترونیکی که تایپ میکنین!!
aram
۲۳ خرداد ۱۴:۵۳
اهان منظور این بود... خب طنزم میشه غمگیم میشه! :)
بعد اونکه گفتی چه زود مینویسی... خب من وقتی یه کاری رو شروع میکنم تا تموم نکنم دست برنمیدارم!
اونروز انقد تو ذهنم ماجرا داشتم و داستم رمانمو تند تند مینوشتم که انگشتی که مدادم بهش تکیه میده موقع نوشتن کاملا نابود شد!!!

چقد قالبت دل باز شده!! :))
تبریک بابت آزادی از مدرسه! :))))
پاسخ :
مثل در آغوش سایه ها؟خیلی عالی میشه.ترکیبی!!

من اوجش تو یه روز 10 الی 15 صفحه بوده که فقط داشتم تند تند مینوشتم.
آخ آخ خیلی بده.انگشت آدم داغون میشه.

چشماتون دلباز میبینن!!ممنون
ممنون منم تبریک میگم.
آزادیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
aram
۲۳ خرداد ۱۷:۰۷
اره البته درآغوش سایه ها ترس توش قاطی نبود! :))

منم الان تو این دوروز فقط 22 صفحه نوشتم
حوصلم نمیکشه! ازاینکه از نوشتم میترسم بدم میاد! /:

:))))
پاسخ :
خخخ

میگم چی شد فکرتون به ترسناک کشیده شد؟؟

:)
aram
۲۳ خرداد ۱۷:۲۵
واقعا این سواله الان شما میپرسی؟!!!
یادت نیست خودت انداختی تو فکرم!!!
من قبلنا دوست داشتم ترسناک بنویسم ولی خب میترسیدم
یهو شمایادم انداختی
منم که جوگیر! :)))
الان مثه چی ازهمه چی میترسم!
تازه ازونموقع که گفتی فیلم آنابل تمام صحنه های اون فیلم موبه مو هرشب تو ذهنم تکرار میشه و از ترس نمیتونم بخوابم!!!!
خخخ
پاسخ :
خب شما قبلا یادتون بود که بعد من یادتون انداختم.

خب دیگه ننویسین!(که غیر ممکنه چون خودتون گفتین!!)

شما که گفتین دیگه ترسناک نیست.
خخخ
aram
۲۳ خرداد ۱۹:۴۱
حالا من یه یچزی گفتمشما چرا باور میکنید خخخ
من مثله الین باری که اون فیلم رو دیدم نمیترسم
ولی انگار بعضی صحنه هاش رفته تو حافظه بلند مدتم! :|
پاسخ :
خخخ
از بس نگاهش کردین!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان