عبور از تونل وحشت امتحانات

سلام.

امیدوارم نماز و روزه هاتون مورد قبول حق قرار گرفته باشه.

امروز امتحان فیزیگ رو دادم و تا حدودی میشه گفت که قضیه امتحانات تموم شده است.

چوون فقط زیست،عربی،انشا،جغرافی و ادبیات مونده که این دروس آسون هستن.فقط یه مقداری زیست اذیت میکنه که اونم من تو بین سال خوندم و فکر نکنم مشکل خاصی رو برام به وجود بیاره.

قرار بود من دو هفته دیگه بیام اینجا ولی امروز به خودم استراحت دادم چون واقعا خیلی فشار روم وارد شد تو این چند روز یعنی از هفته پیش که داشتم خودم رو برای شیمی و فیزیک آماده میکردم.که خدا رو شکر تموم شد.لازمه بگم که خیلی این چند روز دیر گذشت و خیلی هم نفس گیر بود واقعا و خیلی رو خودم فشار آوردم.



ادامه مطلب-------->

شنبه که شیمی داشتیم،من تقریبا کتاب رو یه پنج دوری کرده بودم و قشنگ همه مطالبش دستم اومده بود و فقط تو مسائلش مگه اینکه یقه ام رو بگیره.روز اول ماه رمضون بود و امتحان سنگین شیمی!دیگه خودتون براورد بکنین چه قدر باید طاقت فرسا باشه.خلاصه رفتیم سر جلسه امتحان.ظاهر امتحان خیلی خوب بود و آرام بخش.به خاطر اینکه فقط یه برگه بود پشت و رو.منم با یک لبخند رفتم سراغ سوالا.سوال اول:



عه!!!این دیگه چیه؟؟یه علامت کشیدم گذاشتم برای آخر.

سوال دوم چند تا مورد داشت که باید جواب کوتاه میدادیم:

ها؟؟؟؟

و همین طوری رفتیم تا آخر.

بعد دوباره از اول با یاد خدا شروع کردیم به حل کردن.

اونجا یاد این جمله افتادم

Do not judge a book by its cover

مفهوم:فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.

ظاهر امتحان خیلی خوب بودا ولی نمیدونم با دیدن سوالا چرا قفل کردم؟!

دیگه هر چی توی ذهنم بود رو توی کاغذ پیاده کردم از تمام ابزار ممکن برای بافتن و تفت دادن و... استفاده کردم.چون تعریفی داشت.

سوال اول محاسباتی بود.بعد چند تا حفظی بعد دوباره محاسبه.محاسبه هاشم اعشاری درمیومد و رند نبود .ماه رمضون و هوای گرم و محاسبات شدید.

دیگه حل کردیم و یک سوال از معلم شیمی که مراقبمون هم بود پرسیدم که با نهایت بی احترامی جوابمو داد و منم خیلی عصبانی شدم و چشمامو بستم و با خودم گفتم :«امیدوارم سال دیگه با شما نداشته باشم که فاتحه شیمیمو خوندی»

حقیقت رو هم میگفتم چون اصلا درست درس نداد و علاقه منو به شیمی از بین برد.و اخلاقیاتشو اصلا دوست ندارم چون خیلی بی احترامی بهم کرد و منم فقط سکوت کردم.

رو مسایل فکر میکردم و با فکر کردن و تمرکز و همچنین فراموش کردن کار خیلی بد معلمم ، مسایل رو تونستم حل کنم.و فقط دو تا نیم نمره حفظی مونده بود و گفته بود که علت استفاده متان در بنزین سی ان جی.بعد من نوشتم کمک به افزایش کیفیت بنزین!نمیدونم چرا هر چی تو ذهنم داشتم رو مرور میکردم رو نمیتونستم پیدا کنم.

همین طوری داشتم روش فکر میکردم که وقت امتحان تموم شد.و همه نشسته بودم فقط دو سه نفر رفته بودن که اونا هم خدا شیمی بودن.

دیگه اینجا فکر تقلب به ذهنم رسید و اون دوتا رو تونستم با کلی التماس و بدبختی جوابشو به دست بیارم.

+تقلب چیز خوبیه.خیییییلی.

دیگه زبانم به کناریام رسوندم و فیزیک هم خودم نوشتم.
فکر کنم شیمی و فیزیک رو بالای 18 بشم حداقل چون خوب جواب داده بودم.
خیلی ممنونم از کسانی که برام دعا کردم.حتما دعاهای اون افراد هم اثر داشته تو نتیجه ها که  امیدوارم تاثیر داشته باشه.
امیر +
aram
۱۳ خرداد ۰۹:۳۹
اون وبلاگ که همین ریختیه!!!
من وقتی دیشب پستتو خوندم نظر گذاشتم دیگه!
بعد یهو دیدم سوالتو واسم سوال پیش وامد!
سپاس از جواب!
التماس دعا!!! :)))
پاسخ :
خخخ
آها.
خاهش.
محتاجیم به دعا
aram
۱۳ خرداد ۱۲:۴۶
میخوام جوابمو کپی کنم کپی نمیشه!!!!
میشه تو وبم جواب نظرتو بوخونی؟! :)))
پاسخ :
اشکال نداره:)
بله که میشه!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان